داستان بازی اتاق فرار عتیقه از این قراره که

همسایه جدید ما، آقا ارسلان یه فرد میانساله که رفتارای عجیبی داره! اکثرا جلوی خونه اش میشینه و به همه ی رفت و آمده ها ، خوب دقت می کنه. 
یکروز در حال برگشت به خونه بودم که جلوم رو گرفت و پیشنهاد عجیبی بهم داد! 
گفت در ازای آوردن یه عطیقه از یه خونه قدیمی که داخل تهران هم هست، کلی پولدار میشم! 
میگفت دیگه کار من نیست هم سنم زیاده و هم نمیتونم زیاد سر پا وایسم، و کار شما جووناس! 
ولی هرموردی که لازم باشه رو میتونه بهمون بگه  و به ما کمک کنه!
جواب خاصی نتونستم بدم چون راستش حرفاش کمی برام  عجیب بود. 
برا همین پیگیر اون خونه شدم! یه خونه قدیمیه ، با اینکه سکنه نداره اما سر و صدا ازش شنیده شده! انگار کسی اونجا دیگه نرفته یا اگه هم رفته معلوم نیست چه اتفاقی رخ داده چون هیچ اطلاعاتی نیست.
انگار که فقط اقا ارسلان خبر هایی داره!
خیلی کنجکاو شدم که این کار رو انجام بدم، اما واقعیتش ترسیدم.  به چند نفر سپردم  که اگه کسی حاضر شد این ریسک رو انجام بده با این خطر ها مواجه بشه حتما بامن  تماس بگیره.
هنوز منتظرم که بالاخره تلفنم زنگ بخوره...

تیزر بازی اتاق فرار عتیقه از این قراره که

نظرات کاربران


اولین نفری باشید که نظری ثبت میکنید